
در اختتاميه هر جشنواره يکي دو نکته قابل تامل وجود دارد که بهتر است تنها به آن پرداخت ؛ اختتاميه بيست و چهارمين جشنواره ملي و دوازدهمين جشنواره بين المللي فيلم کوتاه هم با بيانيه هيئت دلوران که توسط کمال تبريزي خوانده شد از نقاط مثبت و منفي برخوردار بود که البته نظرهاي مخالف و موافق بسياري را به همراه داشت که يکي از مخالفان در همان جلسه بعد از گرفتن جايزه خود پشت ميکروفن از به کار بردن جمله دوست جوان اعلام نارضايتي کردند . عاطفه خادم رضا بيان کردند که : فيلم کوتاه را تنها به نسل جوان محدود نکنيم ! و کمال تبريزي هم اينگونه پاسخ دادند که : بزرگان سينما اگر فيلم کوتاه بسازند باز هم پيشکسوت ناميده مي شوند . لحن تند و گزنده بيانيه هيئت داوران بهر حال به مذاق دوستان فيلم ساز حوزه فيلم کوتاه خوش نيآمد ؛ اگرچه بايد پذيرفت ؛آنکس که در مدح تو ميگويد لزوماً دوست تو نيست وآنکس که ترا سرزنش مي کند الزاماً دشمن تو نيست !!! نظر هاي مخالف با بيانيه را شايد در فرصتي ديگر به آن بپردازم . شما نيز مي توانيد به ياري دوستان فيلم سازِ فيلمِ کوتاه بشتابيد . بيانيه را بخوانيد و قضاوت کنيد
دوست جوان من !
آيا تاکنون به فيلمي برخورد کرده اي که هيچ جايزه اي از هيچ جشنواره اي نبرده باشد ، اما ديدن هر تصويرش ؛ جشنواره اي در جانت بر پا کند؟يا بر عکس ، ديدن فيلمي پر جايزه ، از آينده سينما نااميدت کرده باشد ؟ سينما سرشار از تصاوير زشت و زيباست ، اما يکي از غم انگيزترين تصاويري که اين سالها تکرار مي شود ، ديدن چهره جواناني است که انگار تنها براي بالا رفتن از چند پله کوتاه فيلم ساخته اند و گذشته و آينده اين لحظه ها را از ياد برده اند ، شايد آنها فراموش کرده اند که زمان موفقيت ، از زمان فيلم کوتاهي که ساخته اند به مراتب کوتاه تر است . جشنواره ها به سرعت مي آيند و مي روند ؛ اما جشنواره ي انديشيدن و آموختن و دوست داشتن ، تعطيلي بر نمي دارد . اگر فيلم هايمان دلي را نمي لرزاند ، شايد به اين دليل است که حسابگري را بر عشق ، سر هم بندي را بر آموزش درست و تئوري « فيلم ساختن به هر قيمت » را به « فيلم خوب ساختن » ترجيح داده ايم ، جايزه هيچ جشنواره اي نمي تواند فيلم هاي مرده را به زندگي باز گرداند ، و با چند فيلم نيمه جان ، نمي توان از سينما توقع زندگي داشت .
هيئت داوران چند پيشنهاد دارد براي بهتر شدن فيلم ها :
1- فيلم کوتاه اساساًً با فيلم بلند متفاوت است . ايده هاي فيلم بلند نيازمند گسترش شخصيت و روايت است ، بنابراين ، ساختن موقعيت هاي نمايشي يک فيلم بلند طي نيم ساعت ، لزوماً به يک فيلم کوتاه منجر نمي شود .
درسينماي حرفه اي ، بسيار به فيلم هاي کوتاهي بر مي خوريم که بيش از حد کش آمده و به فيلمي بلند تبديل شده اند . ودر اين جشنواره ، فيلم هاي بلندي مي بينيم که با کنار گذاشتن قسمت هاي دشواري مثل خلق موقعيت هاي دراماتيک يا گستردگي شخصيت و روايت ، به عنوان فيلم کوتاه به نمايش درمي آيند . پيشنهاد ما اين است که به فيلم کوتاه ، به عنوان تمرين ساختن فيلم بلند نگاه نکنيد . اين دو گرايش سينمايي ، تعاريف مجزا و متعارفي دارند .
2- لطفاً فيلم نامه هاي خود را به زمان استاندارد فيلم کوتاه نزديک کنيد و بعد وارد مرحله فيلمبرداري شويد . به بيان ديگر ، تدوين فيلم را بر اساس ديالکتيک تصاوير انجام دهيد نه بر اساس مقررات و زمان بندي در فرم تقاضاي شرکت در جشنواره .
3- هر کس گفته که فيلم مستند يعني سر هم کردن يکسري تصاوير بي ربط و بد رنگ ، با خودش و سينما شوخي داشته ، اين جور شوخي ها را جدي نگيريد .
4- لطفاً پيش از شروع فيلمبرداري ، لنز دوربين تان را تميز کنيد . جاي انگشت شصت و سبابه در بعضي از فيلم هاي امسال ، ديدن تصاوير را مشکل کرده بود .
5- فيلم هاي چند سال اخير سينماي ايران نشان مي دهد که انقلاب ديجيتال هم مثل خيلي از چيزهاي ديگر نيازمند پاره اي اصلاحات است . کاستي هاي تکنيکي در بسياري از فيلم ها ، براي اهل فن اين شبه را به وجود آورده که دفترچه راهنماي استفاده از دوربين هاي ديجيتال را دور انداخته ايم . تصويربرداري ويدئويي به رغم فريبندگي ظاهري و سادگي در استفاده ، بسيار دشوارتر از فيلم سازي 16 و 35 ميليمتري است . اگر قواعد نور و حرکت در کار با دوربين ديجيتال رعايت نشود ، مي توان جشنواره ي فيلم هاي عروسي ، جشن تولد و پايان دوره برگزار کرد و نامِ هر تصويري را که با کيفيت پايين ، توسط هندي کم گرفته شده ، فيلم کوتاه گذاشت .
6- استفاده نادرست از تمهيدات تصويري مثل ديزالو ، فيد و جامپ کات ، نشان مي دهد که فرار از تجربه ي مَچ کردن دو نما ، و به دست آوردن برشي دقيق و رسيدن به مفهوم تداوم ، چه نتايج تاسف باري به دنبال خواهد داشت . فراموش نکنيد که بر خلاف تصور عمومي ، برش هاي سريع و ديزالو هاي پياپي در شکل نا به جا ، زمان رواني ديدن فيلم را بالا مي برد و کسالت بيننده را تشديد مي کند .
7- بي توجهي به ادبيات نمايشي و شکل هاي متنوع گفتگو در زندگي روزمره به ديالوگ نويسي فيلم ها بسيار لطمه زده است . بيگانگي با مطالعه و تيراژ بسيار پايين کتاب هاي سينمايي ، اين موضوع را تاييد مي کند . گفتارهاي پر طمطراق و لحن تقليدي گويندگان در فيلم هاي مستند و فرم تصنعي و جعلي ديالوگ ها در بعضي از فيلم هاي داستاني نيز ، اين نکته را تاييد مي کند . براي تاثير گذاري بر بيننده ، راه هاي ديگري هم و جود دارد . ضمناٌ سيگار کشيدن مداوم و بي جهت آدم هاي شهري و زحمت کشيدن بي نتيجه روستاييان ، عواملي غير نمايشي اند که تکرارشان ملال انگيز به نظر مي رسد .
8- بي توجهي به سکوت ، حجم نا هنجار صوتي و استفاده مداوم از موسيقي و آواز به شکل گسترده آفت مشترک سينماي حرفه اي و آماتور است . به عبارت ديگر ، وقتي فيلم ها حرفي براي گفتن ندارند ، فريادها در حاشيه صوتي ، صرفاً مايه ي مزيد ملال است .
9- به دانش و فرهنگ و پشتکار خود بيش از نظر سفارش دهنده اعتماد کنيد چون ممکن است پشيمان شود و سفارش اش را پس بگيرد . اما کسي نمي تواند دانشي را که براي به دست آوردنش رنج فراوان برده ايد از شما بگيرد .
10- به هر قيمت فيلم نسازيد . هنر مقوله اي است کيفي و با کميت سر و کار ندارد .
11- از رياکاري جاري در فرهنگ عمومي بر حذر باشيد و عشق به سينما را از ياد نبريد ، سينما به کسي که دوستش ندارد ، روي خوش نشان نخواهد داد . فيلم هاي شما را با عشق ديديم و در آرزوي عشق بيشتر در آثار بعدي تان به انتظار مي نشينيم .
درروزگار تنگي و سکوت تنها عشق به فريادمان مي رسد . با چشمي به زندگي بنگريم و با چشمي ديگر به هنر ، تا ميان اين دو هرگز جدايي نيفتد .
غير از هنر که تاج سر آفرينش است
دوران هيچ سلطنتي پايدار نيست



