تبليغاتX
پس کوچه

پس کوچه

 

1-   شنبه ها اين قطعه فور اِ ليز که بصورت يک ملودي با اجراي کاملا ناشيانه از ماشين زباله هاي بازيافتي که انگار اين قطعه هم بازيافت شده است را که مي شنويم ، يادآوري مي کند که اول هفته شده و وقت برداشت . اين هفته در دو وعده اين امر صورت گرفت حالا آيا چند شرکت است که رقيب همديگرند يا شهرداري خيلي پاپي موضوع نشدم ؛ فقط مکانيسم زماني و برنامه هاي هفتگي ام را بهم ريخت و حساب روزهاي هفته از دستم در رفت !!! بهر حال زباله هاي دور ريختني بازيافت مي شود اما زمان از دست رفته ما رفته و از دست کسي کاري بر نمي آيد گويا خبر هاي خوشي در دوسال و نيم ديگر خواهيم شنيد چرا که چنين گفتند بزرگان ...

2-     وقتي به عدد دوم رسيدم هوس کردم مانند همين دوم معروف يک خاطره از خودم بگم : که يک روز در خانه نشسته بوديم که ...

3-   بي خيال دوم شدم . سريال ساعت شني هنوز به مرحله خبر سازي و اس – ام – اس سازي نرسيده ؛ تا اينجا که جسارت موضوع مطرح شده جذابيت خودش را دارد و فيلمنامه کشش خوبي داشته جدا از قسمت آخري که دوشنبه شب گذشته ديديم ، اميدوارم که در گرداب اکثر سريال هاي مناسبتي ، نيفتد که البته اميدي است رويايي ...

4-   چند روزِ که از چپ و راست تلفن مي زنند که خانم شما در قرعه کشي ما برنده شديد فقط کافيه از 200 ساعت استفاده اينترنت شما 100 ساعت آن را بپردازيد ؛ خوب من هم محترمانه خواهش کردم که 200 ساعت نياز ندارم همان 100 ساعتي را که برده ام شارژ کنيد ...!!!

5-   فکر کنم اين هفته هفتهِ من باشه امروز هم از دو انتشاراتي نه چندان آشنا زنگ زدند يکي کتاب راز موفقيت را مي خواست مجاني تقديم کند ( البته با پرداخت 2000 تومان هزينه پيک ) يکي  نيست که بگه کتاب 800 تومانی  بگذاريد تا از کتابفروشي بخريم تا مجبور نباشيم دو هزار تومان پول پيک بدهيم .دومي زنگ زدند خانم شما فرزند زير 8 سال داريد عرض کردم خير . فرمودند زير 10 سال چطور عرض کردم خير تا اومد به سن پسرم نزديک بشه گفتم دوست يابي يا همسريابي و يا خواستگاري است ؟ خانومه خنديد و گفت : نه کتاب روانشناسي مي خواستم معرفي کنم و با پيک تقديم کنيم ...

6-   شب گذشته خواب سقراط را ديدم ! رفته بودم تو دوره يونان باستان قوانين آن زمان را بر لوح هاي بزرگ به ستون هاي سنگي زده بودند و همه مضامين آن براي آرامش شهروندان بود بيدار که شدم از خودم سوال کردم تو هر عهد و دوره با هر مسلک و روش ؛ ديکتاتوري يا مردم سالاري ؛ دموکراسي يا نژاد پرستي و جاهليت ؛ هزار و يک قانون پايه گذاري شد ولي به غير از دوره رضا خاني با کشف حجاب و اين زمان قانون منع پوتين و چکمه و ... قانون براي پوشش و لباس در جايي وضع شده يا خير؟

7-   چند شب است که در نزديکي ما خانه اي را مي کوبند تا در اين آشفته بازار مسکن ، برجي با چندين واحد از آن بيرون بياورند ؛ شبها که خواب و آرامش را از ما گرفته اند بيخود نيست که خواب سقراط را ميبينم وگرنه مرا چه به سقراط !!! دلم خوشه که خدا را چه ديديد ، شايد يک روزي باز تلفن زنگ بزند و آنطرف بگويند خانم شما اگر پسر 13 – 14 ساله داريد با يک همسر که بيست سال است در عرصه هنر زحمت مي کشد و هنوز داستان بي خانمان را مي خواند ؛ برنده يکي از اين واحدهايي شديد که شبها خواب و قرار را از شما گرفته ؛ فقط کافيه هزينه پيک ببخشيد نه ؛ هزينه آژانس مسکن را بپردازيد ... و فکر کنم آن موقع فرياد خوشحاليم به هفت آسمان برود ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

 

                                                                       

برای بیرون آمدن از حال و هوای قبلی که دوست خوبی تذکر داد . حالا باید این عکس هایی که در مسیر همدان گرفتم را قبول کنید . البته نا گفته نماند که هوا هم بس ناجوانمردانه سرد بود . ولی گرفتن چندین فریم عکس ٍ سرما را لذت بخش کرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

پنج متر کتون ، دوتا قوري منقلي ، قاشق چايخوري صورت شاهي دو دست ، سيني نور برلين دوتا ، ورشوي مغز سفيد چهار تا ، حاج ممد حسني چهار تا ، آفتابه لگن يک دست ، گيلاس شربت خوري با انگاره ورشو شيش دست ، استکان چايخوري با انگاره نقره هفت دست ، سماور برنجي مسوار – روسي مارک دار نيکلا چهار تا ، قندون در دار ورشو هشت تا قندگير هشت تا ، گلدون دهن اژدري بيست و پنج تا ، ميز آبداري ، دوستکامي ، خنچه ، فرش کرمون زمينه لاکي ، قاب قرآني سه و چهار دوازده تخته ، قاليچه قمي ، جفت عکس دار ، ديوارکوب ، کناره شصت متر ، عسلي بيست و پنج تا ، لهستاني صد تا ، الوار تخت حوض ...

                                                                                              ( سوته دلان علي حاتمي )

طبق کش ها را خبر کنيد امروز سالمرگ فيلمساز ايراني است که ايراني ترين فضاها را هم در مجلس عروسي و هم در مجلس عزا به پا مي کرد . بايد مجلس خودش هم آبرومندانه و با عزت برگزار شود . علي حاتمي در 14 آذر 1375 رفت و دنيا دنيا خاطره به جا گذاشت که همه عتيقه شدند مثل ظروفي که در فيلم ها و سريال ها از آن ها استفاده مي کرد .  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

همین سه روز پیش بود که فهیمه تعدادی عکس از غلامحسین ساعدی را به نسترن تقدیم کرده بود .  گویا خود مهرجویی در جایی گفته که ساعدی شانس بزرگ زندگی اش بوده و از حق نگذریم شاید همین طور باشد که داستان های ساعدی شانس هر فیلم سازه . به بهانه نمایش فیلم گاو ....

« گاو » (1969 ) ساخته داريوش مهرجويي ؛ بعد از 38 سال گذشته از نمايش هاي مکرر در سينماهاي خاص و محافل سينمايي ، شب گذشته از رسانه ملي نيز به نمايش درآمد .« گاو » قصه ي مرد کشاورزي است که گاو خود را از دست مي دهد ؛ در حالي که اين حيوان تنها منبع تامين زندگي اوست . مرد در روح و جسم خود به قالب گاو فرو مي رود . فيلم از قصه اي نوشته غلامحسين ساعدي ، يکي از نام آورترين نويسندگان پيشرو استفاده شده . غلامحسين ساعدي نويسنده ايي که رئاليسم جادويي را مي توان در ايران انصافا به او نسبت داد . فيلم با سرمايه دولت ( وزارت فرهنگ و هنر ) ساخته شد و خود دولت ( همان وزارتخانه ) آن را به مدت يک سال سانسور و توقيف کرد . شايد خيلي از دوست داران استاد مسلم سينما ؛ داريوش مهرجويي نپذيرند اما آنچه که بعد از 38 سال فيلمي که بارها و بارها ديده شده رابرابر چشمانمان ؛ شاهکار کرد جادوي داستان ، قدرت سينما و تسلط به پرداخت درست و منسجم از واقعيت ؛ رئاليسم جادويي ، روانشناختي شخصيت و کيفيت فني و... هرچه که بود صداقت و از عمق و غناي خاصي برخوردار بود که از سر دلتنگي بر اين همه سادگي و صداقت اشک ريخته مي شود ؛ دلتنگ سينمايي که روزي با همه ي بي مهري ها و ناتواني هاي تکنيکي و فني اما وقتي به دست اهلش مي افتاد چنان جرياني را به دنبال داشت که هر دولتي را با هر ميزان سخت گيري و سانسور دست آخر به زانو در مي آورد . بي انصافي است اگر که بگويم بعد از 38 سال فيلم ديده شد چرا که در همان سالها دولت در برابر ستايش هاي منتقدانه جشنواره هاي بين المللي عقب نشيني کرد و جريان سازي فيلم کار خود را انجام داد . اما امروز آيا سرنوشت سنتوري با آن سينماي صادق و قابل احترام پيش ؛ «گاو» برابري مي کند يا نه ؟عوامل توليد فيلم سنتوري در پس چهره ي حق به جانب فيلم به چند درصد گيشه توجه بيشتري داشته اند تا رسيدن به سينماي ناب آن سال هاي مهرجويي ؟ فيلم سنتوري را تنها به لحاظ توقيف شدن مستحق گرفتن امتیاز ريز و درشت نکنيم و سرابي از يک سينماي عميق در سر نپرورانيم که با ديدن فيلم مجبور به دفاع نا عادلانه شويم . هنوز فيلم گاو دل را مي لرزاند اما آيا 38 سال ديگر سنتوري هم ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

 

دستمال های مرطوب تسکین دهنده ی دردهای بزرگ نیستند .  

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

 

 بيانيه هيئت داوران بيست وچهارمين جشنواره فيلم کوتاه ، همانطور که از قبل به آن اشاره شد موضوع بحث برانگيزي بود که صداي اعتراض فيلم سازان فيلم کوتاه تا چند روز بعد از جشنواره به گوش مي رسيد . انجمن صنفي فيلم کوتاه در پي اعتراضات  فيلم سازان ؛ بيانيه خود را که به دليل نبود وقت در روز اختتاميه ؛ قرائت نشد را با، پاره اي تغييرات در سايت انجمن صنفي فيلم کوتاه به اين شرح گذاشته است .

هيات داوران انجمن فيلم کوتاه ايران در بيست و چهارمين جشنواره فيلم کوتاه تهران متشکل از مرجان اشرفي زاده ، پيام عزيزي و نيما عباس پور ، انتقاد خود را متوجه دو موضوع مربوط به هيات داوري بخش مسابقه ايران مي کند .

موضوع اول : هيات داوران انجمن صنفي فيلم کوتاه ايران ، بدينوسيله اعتراض خود را متوجه نحوه نگارش و قرائت بيانيه داوران بخش مسابقه ايران مي کند و اين لحن طنز آميز و انتقادات پيش پا افتاده و ذکر نکاتي را که قطعا متوجه بيشترفيلم هاي اين بخش نبوده اند ، شايسته فيلم کوتاه و فيلم سازان سينماي کوتاه نمي داند .

موضوع دوم : به نظر مي رسد نحوه داوري و برخي اشتباهات فاحش در داوري دليلي است بر دور بودن و بي اطلاع بودن داوران محترم از جريان فيلم کوتاه و فيلم هاي ساخته شده و تقدير شده ، اتفاقي که در مورد انتخاب فيلم (تناوب) به عنوان بهترين فيلم تجربي بخش مسابقه ملي افتاد ، علي رغم احترام به اين فيلم و فيلمسازش ؛ يک اشتباه بزرگ بود ، شباهت انکار ناپذير اين فيلم به فيلم (محدوده دايره) ساخته ي آقاي شهرام مکري که برنده جوايز بسياري از جشنواره هاي سال قبل و حتي جشن خانه سينما سال 86 بود ؛ دليلي محکم است براي توجه جدي نکردن به آن اما هيئت داوران با اين انتخاب متاسفانه مسيري را پيش روي فيلمسازان گذاشتند تا با کپي کاري و ساخت فيلم هايي شبيه آثار برگزيده شده ، احتمالا موفقيت خود را تضمين کنند که قطعا اين رويکرد هولناک و آسيب رسان به فيلم کوتاه است . اميدواريم که در سالهاي آينده اين توجه هم از سوي مسئولان جشنواره بيشتر به اين مهم باشد و هم داوران محترم با وسواس و دقت بيشتر به قضاوت توليدات کوتاه سينماي ايران بنشينند و به جريان سازي هاي مثبت دامن بزنند و نه منفي .

فيلم هاي داستاني و تجربي بخش مسابقه ملي سينماي ايران مورد نظر بوده اند که از ميان اين دو گروه فيلم ها حدود 40 فيلم به دليل نا هماهنگي هاي پيش آمده در اين داوري قرار نگرفتند که ليست اسامي آنها ارائه مي گردد .

در ميان آثار تجربي بخش مسابقه ملي آثاري ديده شد که به هيچ وجه در تعريف فيلم هاي تجربي جاي نمي گرفتند و با اشتباه انتخاب کردن بخش خود امکان درست ديده شدن و قضاوت شدن را از خود گرفتند . آثاري مانند ادامه بن بست ، گهواره کوچ ، چوب سرخ و ...

هيات داوران انجمن فيلم کوتاه ايران توجه فيلمسازان و هيات هاي انتخاب فيلم ها و مسئولان جشنواره را به اين مهم جلب مي کند که در انتخاب بخش مسابقه فيلم دقت نظر به خرج دهند زيرا اين اشتباه ها باعث کم کردن شانس فيلم در داوري مي شود و از طرفي با مخدوش کردن افکار ديگر فيلمسازان در دستيابي به تعريفي دقيق از اين بخش بندي ها باعث تکرار اين اشتباهات در سال هاي آينده مي شود .

متاسفانه در ميان فيلم ها ، بسياري آثار توليدي براي شبکه هاي مختلف تلويزيوني مراکز استاني و تهران ديده مي شود که گزينه هاي خوبي براي خضور در جشنواره فيلم کوتاه نبودند و هر چند مي توانستند آثاري بعضا قابل قبول  براي هدفي که ساخته شده بودند ، باشند و کاربرد خاص خود را در تلويزيون داشته باشند اما در اينجا سطح کيفي جشنواره را پايين مي آورند و باعث ملال و دلزدگي تماشاگران و فيلم سازان ديگر مي شدند ، اميد است که در سال هاي آينده هيات محترم انتخاب به اين نکته توجه بيشتري نشان دهند و فرصت را به فيلم هاي مستقل تر و شايسته تر براي نام فيلم کوتاه بدهند.

هيات داوران انجمن صنفي فيلم کوتاه ايران با احترام به فيلم هاي خوب و قابل تقدير بخش داستاني و تجربي مسابقه ملي ايران ، آراء خود را بدين شرح اعلام مي دارد : با تقدير از فيلم داستاني ( روشنايي هاي شهر ) ساخته سر کار خانم (آيدا پناهنده) ، تنديس انجمن و ديپلم افتخار بهترين فيلم داستاني خود را تقديم مي کند به : فيلم داستاني (بارش شهابي) ساخته آقاي ماکان عاشوري ؛ تنديس انجمن و ديپلم افتخار بهترين فيلم تجربي تقديم مي شود به : فيلم تجربي ( عشق پلاستيک ) ساخته خانم ليلا خليل زاده ديپلم افتخار انجمن فيلم کوتاه به آقاي (عباس فتحي اشکاني ) براي مجموعه آثار تصويربرداري در جشنواره بيست و چهارم فيلم کوتاه تهران

در پايان بالندگي و رشد و پويايي فيلم هاي کوتاه و سينماي کوتاه ايران را براي همه دوستداران و دست اندرکاران آرزومنديم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 2:56 بعد از ظهر  توسط میترا مهتریان  |