تبليغاتX
پس کوچه

پس کوچه

عاشورای ۸۶ و تعدادی عکس که در این روز گرفتم . البته فرصت نکردم که گلچین کنم . این چند فریم را فعلا قبول کنید تا بعد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

بخش بين­الملل جشنواره فيلم فجر از بخش سينماي ملي و داخلي جدا شد .

از نگاه جمعي از منتقدان و سينماگران ؛ تفکيک بخش بين­الملل فرصتي براي بهتر ديده شدن فيلم­هاي خارجي است ؛ اما برخي معتقدند که اصولا ما چيزي به نام جشنواره بين­المللي نداريم و تنها نام آن را در پشت جشنواره فيلم فجر يدک مي­کشيم.مميزي فيلم ، عدم متقاضي براي شرکت دربخش بين­الملل جشنواره ، انتخاب توسط هياتي مخصوص وو... همه براين که ماجشنواره­اي بين­المللي به صورت آنچه که در دنيا مرسوم است ؛ نداريم مهر تاييد مي­زند .

آزمن و خطا هميشه ما را چند گام به عقب برمي­گرداند.متاسفانه با هر تغييردر سيستم مديريتي تجربه­هاي گذشته ناديده گرفته شده و گروه جديد سعي مي­کنند که تجربه­هايي نو داشته باشند .شما به خاطر بياوريد که آموزش و پرورش ما چقدر دستخوش تغيير و دگرگوني شده ؛ نظام قديم متوسطه ، نظام جديد ، سالي واحدي ، نظام واحدي ، نظام ترمي و... ثبات .اين کشور کي مي­خواهد ثبات را تجربه کند؟؟؟ تا به کي ما در پي آزمون و خطا باشيم؟ از ديد بسياري از کارشناسان شايد تفکيک دو بخش بين­المللي وملي ،اقدامي درست و بجا باشد اما نحوه برگزاري و اجرايي کردن آن در قدم اول تا دهم آنچنان دچار مشکلات عديده­ايي مي­شود که بعداز چند دوره گروهي در رد اين اقدام ، دست به تجربه­ايي ديگر خواهند زد و در اين ميان هيچ دستاوردي که در پي نخواهد داشت جز سردرگمي مخاطب و به بازي گرفته شدنش... معلوم نيست امسال با اين جدا سازي با چه مشکلات و ناهماهنگي­هايي روبرو خواهيم شد . تنها بايک نگاه خوشبينانه اميدواريم که زود قضاوت نکرده باشيم و به يک تجربه موفقيت­آميز دست يابيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:54 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

این عکس که تو جاده همدان گرفتم  ٍ هم خودم دوست دارم هم چند تا از دوستان ٍ برای همین تکرارش کردم . می دانم من هم مثل فیلم های تکراری تلویزیون شدم.اما یه سر از تلویزیون جلوترم که آنها تولیدات دیگران را تکرار می کنند من تولید خودم را ... 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

گرمترین محبت در سردترین فصل سال رفت . هنوز هم سردم است.

یادش گرامی است .همیشه و همه وقت

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

اعتراض شوراي نظارت بر صدا و سيما به پخش مجموعه تلويزيوني « ساعت شني » ( طبق نظر سنجي­ها بيش از 90 درصد از مخاطبان تلويزيون را به خود جلب کرده است ) ؛ باعث شد که شب گذشته شبکه­ي يک در زمان پخش سريال به يک برنامه نقد و بررسي تحت عنوان «بررسي يک»متوسل شده و به دنبال برطرف کردن مخالفت با سريال برآيد . مهمانان اين نشست آقايان دکتر اميدوار رضايي ريئس کميسيون سلامت و درمان مجلس و دکتر پور حسين که تنها به روانشناسي ايشان در اين نشست اشاره شد ؛ با اجراي سونيا پوريامين برگزار شد ؛ نکته قابل تامل در اين نشست ، داوري يک جانبه­ايي بود که تلويزيون دنبال کرد ؛ در خوش ساخت بودن سريال ، بديع و نو بودن موضوع و جسارت در ساخت ، مي­توان گفت که شکي نيست ، اما اينکه شوراي نظارت بر صداوسيما هم آيا حرفي براي گفتن داشتند و يا اينکه آنها چه مسائلي را براي اعتراض در نظر گرفته­اند ؛ باعث مي­شود که از شبکه يک متوقع شد که بهتر نبود در اين نشست با نظر مخالف سريال نيز آشنا مي­شديم . دو کارشناسي که دعوت شده بودند کاملا با سريال موافق بوده و مجري که نه تنها موافق که حامي درجه يک سريال بودند و هرازگاهي در لابلاي صحبت­هاي کارشناسان به دفاع بي­چون و چراي خود مي­پرداختند ؛ اين نحوه قضاوت و داوري تنها به يک رفع تکليف رسانه­ايي مبدل شد چرا که حکم از قبل صادر شده و بصورت زيرنويس­­ مرتب به مخاطبان اطلاع مي­داد که سريال در شبهاي بعد به شيوه خودش پخش مي­شود و صداوسيما از مواضع خودش کنار نمي­کشد . چه اشکالي داشت اگر به شيوه برنامه 90 از آقاي مظفر رئيس شوراي نظارت بر صداوسيما نيز در اين برنامه دعوت مي­شد و برنامه با سه نفر موافق به پايان نمي­رسيد !!!

پ.ن 1_ اگر فرض را بر آن بگيريم که کشور گل و گلاب باشد و ما نشانه­ايي از فقر و محروميت مادي در بين مردم نداشته باشيم آيا کسي براي صرفا کار خير حاضر به انجام چنين عملي خواهد شد ؟؟؟و در صورت چنين امري ؛ کارشناسان چه توجيهي خواهند داشت ؟ و نتيجه و قضاوتمان در آن زمان چه بود ؟؟؟؟

پ.ن 2_ ناگفته نماند که بنده از طرفداران سريال هستم ولي طرفدار ضرب­المثل « قاضي يک طرفه  به محکمه برود خشنود برمي­گردد » نيز هستم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 6:53 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

۱۳۱۷_ پنجم دیماه ؛ تولد در تهران

۱۳۳۴/۳۷_ فرار از مدرسه به سینما . کشف سینمای جدی بر پرده­های عمومی و جستجوی بعدی آن در سینه کلوب تازه پا گرفته . کنجکاوی در فیلم و نمایش . کوشش برای دست یافتن به دوربین فیلمبرداری نگارش دو نمایشنامه با زبان تاریخی در سال­های آخر دبیرستان . معافیت از خدمت نظام در قرعه­کشی نگارش نسخه اول « آرش »

۱۳۳۸/۴۰ _ دنبال کردن سینمای جدی بر پرده­های عمومی و آنچه که پس از تعطیل سینه کلوب به طور منظمدر کانون فیلم متمرکز بود دنبال کردن سینمای جدید ایران که از لابلای فیلم های کوتاه آشکار بود .توقف یک ساله پشت در دانشگاه و مطالعه در ادبیات ایران ؛ جستجو در شاهنامه و فرهنگ پیش از اسلامی ، در اساطیر و مردم شناسی ، کنجکاوی در نثر فارسی ، مطالعه در نقاشی ایرانی در جستجوی بیان تصویری یک فرهنگ . نگارش « اژدهاک ». ورود به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ....

و از آن پس تا کنون نگارش بیش از پنجاه فیلمنامه کوتا و بلند ، نگارش نمایشنامه و انتشار دها پژوهش در زمینه نمایش در ایران ، ژاپن و چین ؛ ساخت دها فیلم و کارگردانی و اجرای نمایش ؛ تدوین و ...

..............................................................................................

سال۱۳۷۰ بود یا۷۱ که دانشجویانِ سینمای دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر اقدام به برگزاری سمینار سینمای پس از انقلاب کردند . در شبی از شبهای نشست که اختصاص به بهرام بیضایی داشت استاد بزرگمهر رفیعا در پشت تریبون قرار گرفتند و هنگام دعوت بهرام بیضایی به روی سن خطاب به دانشجویان و حضار چنین گفتند : در مسیری که بهرام بیضایی طی می کنند تا به روی سن تشریف بیاورند فکر کنید که بهرام بیضایی برای فرهنگ این مملکت و سینمای ایران چه کردند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

شکر ایزد که به اقبال کله گوشُه گُل

                                        نخوت باد « دی » و شوکت خار آخر شد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  | 

تشنه بودم ، سيراب شدم . انگار عطش  فيلم خوب ديدن هفته را  امير نادري است که رفع کرد اما دوباره تشنه شدم تشنه تر از پيش ؛ آب کم جو تشنگي ...

سال 63يا 64 بود که فيلم دونده را در سينما ديدم و پايه گذار به تنهايي سينما رفتن ؛ اين فيلم بود  . و هنوز هم فيلم خوب را در تنها ديدن ترجيح مي دهم . آن زمان به خصوص در شهرستان فيلم « دونده » فيلم گيشه نبود ؛ اما فيلمي بود که در درون هر عاشق سينما همچون اميرو فرياد مي زد و اورا به جهاني ديگر گونه ديدن دعوت مي کرد دونده يک تابلوي نقاشي بسيار زيبا يک موسيقي سنگين و با شکوه بود که هر کس فراخور درک و بينش خود آن را تفسير مي کرد . فريادي بود که به موسيقي بدل مي شد . تابلوي نقاشي بود از زندگي مردمي که در ميان زباله ها در پي ِ ادامه بقا بودند . پيرزني که هر لحظه زندگي را به بيرون تُف مي کرد و به اجبار پيرمرد زندگي تف شده را دوباره مي بلعيد . دونده تابلو شهر داغ و زندگي سوزاني بود که گرچه گرماي لوله هاي آتش و نفت را به جان خريده بودند اما سهم آنها تنها شيشه هاي خالي نوشيدني هاي گوارايي بود که همچون نفت شان به کام و جان ديگران مي رفت .

دونده نفسم را بند مي آورد و اصلا فکر نمي کردم با گذشت بيشتر از بيست سال ازديدن آن همچنان به وجد آيم . کمتر شده که بعد از پايان فيلمي گريه کرده باشم و دونده از آن معدود فيلم هاي ايراني است که ارزش گريستن را دارد .

هر بار که رقص و شادماني اميرو پيروز را مي بينم رقصي که در ميان آب و آتش بود و جان خسته

اميرو و دوستانش را سيراب مي کرد گريه ام مي گيرد انگار مرثيه ايست براي ما که ديگر فاصله گرفتيم از سينمايي که روزگاري آبرويمان بود ؛ هر چند سينماي فراقصه مخالفان خودش را دارد ؛ اما دونده کارگاه آموزشي بود برايم چه آموزش درس زندگي و چه سينما که به هيچ بها و بهانه ايي فراموشش نمي کنم . هنوز فريادهاي اميرو برايم نجوايي عاشقانه است ؛ عشق به سينما و به زندگي       

حرف براي دونده به ميزان جنگيدن و نفس زدن هاي اميرو هست ؛ اما اينکه شبکه سه فيلم دونده را بدون نقد از برنامه صد فيلم پخش کند و پلانهاي کوتاهي را حذف کرده باشد سوالي است که بدنبال جواب آن نيستم چرا که لذت و احساس خوبي که بعد از فيلم داشتم را دوست ندارم از دست بدهم و به مسائل رسانه ملي فکر کنم و البته براي نبود بخش نقد خود به پاسخ رسيده ام ...

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط میترا مهتریان  |